مقاله مبانی تئوری و طراحی سازمان

مقاله مبانی تئوری و طراحی سازمان
رشته تحصیلی : پژوهش

فرمت فایل : doc

تعداد صفحات : 26

حجم فایل (به کیلوبایت) : 45

فرمت دانلود : رار/ زیپ

مبلغ : 4000 تومان

خرید و دانلود

بخشهایی از متن:

چكیده

بسیاری از تلاشهایی که برای تغییر و تحول آموزشها واثر بخش كردن نتایج آنها از راه ادغام ، بهسازی ومهندسی مجدد انجام می شوند، به علت عدم توجه کافی به لزوم انطباق پذیری با استراتژی سازمان با شکست روبه‌رو می‌شوند. اغلب سازمانها مرتکب یک اشتباه قدیمی شده، با تفاوت قائل نشدن بین چالشهای انطباق پذیری و مسائل فنی، می کوشند تا این چالشها را به وسیله روشهای مدیریتی حل و فصل کنند. تبعات این اشتباه، تا بطن فرایندهای آموزش گسترش می یابد و اغلب برنامه های به ظاهر مناسب در اجرا با شکست روبه‌رو می‌شوند، در حالی که علت اصلی عدم موفقیت به درستی شناسایی نمی شود. در این مقاله، فرایند تطبیق آموزش با استراتژی های سازمان و نقش رهبری آموزش در این همگرایی، به تفصیل مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

...

اثربخشی: عامل مهم دیگر، تشخیص میزان اثر بخشی برنامه ها است. اگر انگیزه اصلی از اجرای برنامه ها تقلید از سازمانهای پیشتاز، پاسخگویی به رده مافوق سازمانی و یا جاذبه آموزش باشد، این حركت از همان ابتدا محكوم به شكست است. اجرای موثر آموزش، كار دشواری است و تنها راه حل پیشنهادی برای درگیر شدن با این دشواری ها، ایجاد باور جدی و عمیق به اثر گذاری آموزش در تامین نیازهای دانشی سازمان است. تمایل به اثر گذاری باید از یك ضرورت اجتناب ناپذیر و نه یك انتخاب قابل چشمپوشی سرچشمه گیرد؛ ضرورتی كه اغلب وجود دارد ولی به سادگی قابل درك نیست. ادامه حیات موثر نظام آموزش درگرو اثر‌بخشی است. هر چه آموزش بتواند دانش مورد نیاز سازمان را با كیفیت‌تر و البته در زمان مناسب تامین كند، می‌تواند به پویایی خود امیدوارتر باشد. (Chill, 1999)

برون‌سپاری: بخشی از چابكی و اثرگذاری آموزش درگرو آن است كه برنامه‌هایی كه اجرای آنها بنا به دلایل مختلف مقرون به صرفه نمی‌باشد به مجموعه‌های بیرونی سپرده شود. دلایلی مانند: محدودیت مالی یا زمانی در توسعه فضاهای آموزشی مورد نیاز، پرهزینه بودن برخی آموزشها و به ویژه نیاز به تعامل نزدیک و مستمر با مراکز دانشگاهی و پژوهشی به منظورتامین به موقع نیاز های دانشی سازمان، از جمله دلایل مهم برای برون سپاری محسوب می‌شود.(1993, Cunningham)

در حال حاضر،روند اجرای آموزش- حتی در بهترین سازمانها- بر مبنای مدیریت آنچه که کارکنان، خود به عنوان نیازشان تشخیص داده اند، انجام می پذیرد و اگر در زمان اجرا (به لحاظ ضرورت، تدوین محتوا، تامین منابع مالی، شیوه اجرا، ارزیابی) نیاز به همگرایی با استراتژی سازمان باشد، سایرین نقشی برای خود قائل نخواهند بود. این گونه نگرش به ویژه در زمانی كه سازمان دارای استراتژی مشخصی است و انتظار تامین دانش مورد نیاز را دارد، دشواری‌های فراوان در توسعه کیفی کارکنان ایجاد خواهد كرد. دو دلیل عمده برای این موضوع می توان ذکر کرد:

_ دلیل اول: شكاف عمیقی است که بین لایه استراتژیك سازمان با لایه عملیاتی آن وجود دارد. برای مثال در حالی كه استراتژی‌‌ها نیازمند پشتیبانی علمی و بهره‌گیری از دانش روز می باشند، تصمیم‌ها و برنامه های آموزشی بدون توجه به آنها، به اجرا گذاشته می شوند. نبود سازوكار مناسب برای پیوند استراتژی سازمان به برنامه و هدفهای عملیاتی آموزش، عامل مهمی در ایجاد این شرایط به شمار می‌آید.

 

منبع دارد.